X
تبلیغات
فصل سبز - حيوانات منقرض شده و در حال انقراض ايران
اين وبلاگ در مورد مسائل زيست محيطي مي باشد.
ببر ايراني (ببر مازندران)




ببر ایرانی یا ببر مازندران در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که امروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال1338 ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.

از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا
اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است . ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است.

 

يوزپلنگ ايران (در حال انقراض)



طبق گفته کارشناسان یوز ایرانی که جزو تیره ای خاص از یوزپلنگ در غرب آسیاست رو به انقراض می باشد به طوری که طبق نظریه کارشناسان محیط زیست تخمین زده می شود کمتر از 60 قلاده یوز ایرانی در تمام ایران زیست می کند. برای کسب آمار دقیقی از تعداد این نوع جانور نایاب دوربینهایی در محلهایی که احتمال حضور این جانور وحشی می رود کار گذاشته شده تا آمارگیری دقیقتری صورت گیرد.


_________________

 

پلنگ ايراني(خطر انقراض)



هنگامى كه نام پلنگ ايران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زيرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار اين زيرگونه در سال هاى اخير تاييد شده است. اعضاى اين زيرگونه عمدتاً در ايران به سر مى برند اما در كپه داغ و تركمنستان، قفقاز، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان، بخشى از تركيه، افغانستان و شايد كردستان عراق نيز حضور دارند. البته دامنه پراكنش كامل آن را به طور دقيق نمى دانيم زيرا به رغم آنكه پلنگ از بسيارى جهات جانورى مهم به شمار مى آيد، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراكندگى و تغييرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانيم گسترش جغرافيايى نسبتاً وسيعى دارد كه ايران در مركز آن قرار مى گيرد اما محدود به ايران نمى شود. آن طور كه ركوردهاى شكارچيان نشان مى دهد پلنگ ايران اگر بزرگترين زيرگونه نباشد يقيناً يكى از بزرگ جثه ترين زيرگونه هاى پلنگ در دنيا است.
اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ خويش براى بعضى زيرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گيرد، براى مثال گونه پلنگ را آسيب پذير
(vulnarable) و زيرگونه پلنگ ايرانى را در خطر انقراض (endangered) طبقه بندى مى كند.

 

سياه گوش ايران(خطر انقراض)


تنها نمونه سياه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه اي کمياب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمي معتبر در ايران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجينه يا ذخيره ژنتيکي باارزش در شرايطي غيراستاندارد در پارک ملي پرديسان تهران رها شده و مورد بي مهري مسوولان و کارشناسان حيات وحش قرار گرفته است و در صورتي که بي توجهي نسبت به حفظ و مطالعه اين گونه ادامه يابد، آينده اي نامعلوم و به دنبال آن نابودي در انتظار اين گونه خواهد بود.
سياه گوش يا لينکس با نام علمي Euracian lynx از راسته گوشتخواران و در زمره 4گربه سان کوچک ايراني است و دست و پايي بلند و دمي بسيار کوتاه با توک پهن و سياه رنگ و يک دسته مو به طول 4سانتي متر روي گوشها دارد که به دليل داشتن جثه اي بزرگ و خالهاي روي بدنش ، معمولا با پلنگ اشتباه گرفته مي شود.
غذاي مورد علاقه آن معمولا بچه هاي گراز، شوکا، مرال و پستانداران کوچک است. اين گونه به صورت انفرادي زندگي مي کند و به دليل روزگرد بودن ، برخلاف ديگر گربه سانان شبگرد، بيشتر در معرض تهديد و خطر قرار دارد. پراکندگي آن در ايران ، در مناطقي از آذربايجان شرقي و غربي شروع مي شود و تا نواحي زنجان ، قزوين و جنوب گرگان ادامه مي يابد.
حضور سياه گوش در اين مناطق بر اساس مشاهدات تصادفي محيطبانان و يا گزارش هاي ثبت شده است و تا به حال مطالعات علمي و دقيقي از سوي کارشناسان چه خارجي و چه ايراني روي اين گوشتخوار ايراني صورت نگرفته است.
کارشناسان حيات وحش و مدير طرح بين المللي يوز ايراني ، درباره اطلاعات موجود در زمينه سياه گوش مي گويد: اين اطلاعات به صورت پراکنده و از طريق گزارش هاي مشکوک مردمي حاصل شده است و هيچ کار کارشناسي و علمي درباره مطالعات رفتاري ، ژنتيکي و پراکندگي اين حيوان که با گونه هاي مشابه خود در امريکاي شمالي و اروپا متفاوت است ، صورت نپذيرفته است و تنها به بررسي هاي مختصر روي پوست تاکسيدرمي شده اين گونه در يک يا 2موزه اکتفا شده است.
انجام نشدن مطالعات تحقيقي و طرحهاي پژوهشي در خصوص اين گونه ، در حالي ادامه مي يابد که زيستگاه اين حيوان به دليل مديريت ناصحيح حفاظتي و پيشروي مناطق مسکوني و کشاورزي در حال تخريب است و طعمه هاي قابل تغذيه آن نيز به واسطه اين تخريب ها و شکارهاي بي رويه کاهش يافته است.
به طوري که پس از گذشت زماني نه چندان دور، نام اين گونه نيز همانند ببر و شير ايراني در فهرست حيوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت ، بدون اين که حتي مطالعه اي روي آن صورت گرفته باشد!

 

گربه پالاس(خطر انقراض)



نام اين گربه نيز در ليست قرمز انقراض قرار گرفته است.
به نسبت جثه اش از تمام گربه هاى ديگر موهاى بلندتر و پرپشت ترى دارد. به اندازه يك گربه اهلى اما از آن پرتر و دست و پاهايش كوتاه تر است. رنگ بدن خاكسترى روشن كه ممكن است به زردى يا قرمزى بزند. نوك موها سفيد است كه به آن ظاهرى يخ زده مى دهد. روى گونه هاى موهاى بلند و دو نوار تيره واضح دارد. داراى سرى گرد و پهن با گوش هاى خوابيده و كوچك در بيشترين فاصله از هم است. روى پيشانى خال هاى نامنظم دارد. در نيمه انتهايى پشت و روى پاها چندين نوار عرضى تيره دارد. چشم ها كاملاً رو به جلو هستند كه نشان مى دهد براى شكار وابسته به بينايى است و همين ظاهرى جغدمانند به آن مى دهد. مردمك چشمش برخلاف ساير گربه هاى كوچك به صورت دايره اى منقبض مى شود. موى بلندش سازشى است براى زندگى در سرما و كوچك و پايين بودن گوش هايش براى آن است كه در مناطق باز با پوشش گياهى اندك كمتر ديده شود. به راحتى از صخره ها بالا مى رود. تا ارتفاع ۴۸۰۰ مترى ديده شده و به ندرت در نواحى جلگه اى حضور مى يابد. تك زى و شب گرد است اما به هنگام غروب و صبح زود نيز فعال است. روز ها مى خوابد و نقش و نگار و رنگبندى اش اجازه مى دهد كه به آسانى با محيط اطرافش يكى شود.زيرگونه ايرانى آن در تهديد است. در ايران تاكنون از مشهد و سرخس و خوش ييلاق شاهرود و نيز سواحل رود ارس در آذربايجان غربى گزارش شده است.

 

گوزن زرد ایرانی(خطر انقراض)



خطر انقراض نسل گوزن زرد ایرانی، دوست داران محیط زیست و حیات وحش را بشدت نگران کرده است. به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، شوری آب جزیره اشک دریاچه ارومیه، پساب سمی شرکت‌های نفتی در چغازنبیل، تخریب زیستگاه‌ها در دشت ارژن و زباله‌های شهری و بیمارستانی بابل، از مهم‌ترین دلایل در خطر انقراض قرار گرفتن نسل گوزن زرد ایرانی به شمار می‌رود. گوزن زرد ایرانی شاخ‌های بلند و پهن، 150 تا 240 سانتی‌متر بدن و 16 تا 20 سانتی‌متر دم دارد.

 

روباه بلانفوردیا شاه روباه(دراستانه انقراض)



نام علمی:Vulpes cana
كمی از روباه قرمز(معمولی)كوچكتردر صورت دو نوار سیاه وبسیار مشخص دارد كه از چشمها به طرف بینی امتداد یافته اند دمی بسیار بلند وپرمو كه رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. گوشها بزرگ ودر قاعده بسیار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه ای مایل به خاكستری است. موهای بدن انبوهندرنگ موهای پشت خاكستری-نقره ای با سایه قهوه ای ، در ناحیه ستون مهره ها كاملا قهوه ای وروی دم سیاه.زیستگاهش استپ های كوهستانی و مناطق نیمه بیابانیست.در ایران در مناطق شرق خراسان،كرمان،فارس،رباط پشت بادام یزدو اصفهان مشاهده شده است.
و پراكنش جهانی آن بلوچستان پاكستان ، افغانستان ،تركمنستان.
عادات اين حيوان احتمالا شبیه سایر روباهها ست. این روباه بسیار بازیگوش وباهوش است. میتواند مدتها باسرعت 50 كیلومتر در ساعت بدود.شب فعال (nocturnal) است.وباآنكه تنها یك جفت انتخاب میكند(MONOGAMOUS)ولی تنها به شكار میرود.همه چیزخوار است. معمولا ازحشرات ومیوه ها تغذیه میكند.
وضعیت فعلی:كمیابترین روباه ایران است. بعلت داشتن پوست زیبا وگرانبهامورد توجه شكارچیان پوست میباشد. در سالهای اخیر نسل آن بشدت كاهش یافته وخطر انقراض نسل آن را تهدید میكند(این امار تا سال 1375 است!!!).
آمار سال2000 میلادی از طرفIUCN این گونه را در لیست قرمز دراستانه انقراض قرار داده است .

 

روباه كرساك یا روباه تركمنی(خطر انقراض)



جثه آن كوچكتر ولی دست وپا بلند تر از روباه قرمز است. مشخصه اصلی این روباه دم نسبتا كوتاهی است كه برخلاف سایر گونه ها به زمین نمیرسد.رنگ موهای انتهائی دم برخلاف روباه معمولی وروباه شنی ،قهوه ای تیره یا سیاه است.گوشها نسبتا كوچكند و رنگ پشت انها دارچینی روشن است.در فصل زمستان موها بسیار بلند و برنگ خاكستری متمایل به سفید است بطوری كه فقط نوك گوشها دیده میشود. پوشش تابستانی كوتاه وبرنگ نخودی متمایل به قرمز است.
زیستگاهش مناطق استپی خشك ونیمه بیابانی .معمولا وابسته به نقطه خاصی نبوده واكثرا در حال حركت هستندو از لا نه های سایر جانوران كه در راه می بینند استفاده میكنند.در ایران فقط در نواحی تركمن صحرا زندگی میكنند.پراكنش جهانی:تركستان ،مغولستان ،افغانستان،شمال منچوری،چین تا تبت.
اغلب شب گرد است.در گروههای كوچك یا جفت جفت دیده میشود.ولی به تنهایی شكار میكند.معمولا در لانه متروك جانورانی نظیر گوركن ساكن میشود. بسیار چابك وبازیگوش است و میتواند از درختان بالا رود در گذشته شكار ان با عقاب متداول بوده. بعضی نیز ان را بعنوان حیوان خانگی نگهداری میكرده اند.
از جوندگان كوچك،خرگوش،خزندگان ،پرندگان ،قورباغه،حشرات و لاشه حیوانات تغذیه میكند.معمولا پوست خارپشتهایی كه توسط این حیوان شكار شده اند در نزدیك لانه اش مشاهده میشود.سایر خصوصیات شبیه روباه قرمز .
به علت با ارزش بودن پوستش، شكارچیان بااستفاده از وسیله نقلیه موتوری انرا تعقیب وشكار می نمایند به همین علت بشدت كاهش یافته و خطر انقراض انرا تهدید میكند.(امار تا سال1375)

در سال 2000توسط IUCN در لیست قرمز انقراض قرار گرفته . ولی در مغولستان با كمك انجمنهای جهانی حیات وحش برنامه های احیای نسل ان در حال انجام است.

 

روباه شنی یا روباه روپل(آسيب پذير)



نام علمی:Vulpes rueppellii
كوچكتر از روباه قرمزولی گوشها بزرگتر است.رنگ پشت گوشها برخلاف روباه قرمز سیاه نیست ومعمولا برنگ پشت بدن یعنی زرذ متمایل به نارنجی است.در دو طرف صورت دو نوار قهوه ای متمایل به سیاه دیده میشود كه از دو طرف چشمها به گوشه دهان امتداد یافته اند.رنگ موهای دم زرد متمایل به قهوه ای وانتهای ان سفید است در بین پنجه های دست وپا موهای بلندی وجود دارد كه مانع فرورفتن حیوان در شن میگردد.زیستگاهش بیابانهای سنگی و زمینهای بایر، از استپها تا خارستانها و بیشه زارهای پراكنده ميباشد.
در مناطق حاشیه كویر مركزی،سیستانو بلوچستان ،فارس ،خوزستان، بندر عباس وجزیره قشم زندگی می كند.
در شمال افریقا،عربستان،افغانستان نيز پراکندگي دارد.
شب گرد است،معمولا در روز دیده نمیشود،بصورت انفرادی یا در دسته های كوچك دیده میشود.
ازحشرات،پستانداران كوچك ،خزندگان،لاشه حیوانات،ومواد گیاهی نظیر برگ،دانه های ابدار،وصیفی جات تغذیه میكند(در منطقه رباط پشت بادام یزدتعدادی روباه شنی در حال خوردن هندوانه دیده شده اند)
طول عمر در اسارت حدود 5/6 سال است.
بعلت زندگی در مناطق بیابانی ودور از دسترس به نظر مي رسد خطر چندانی نسل این حیوان را تهدید نمیكند در سالهای 1359 و60 اكثر روباههای شنی پارك ملی كویر بعلت نامشخصی كه احتمالا طعمه های مسموم كار گذاشته شده توسط دامداران برای كشتن گرگها بوده نابود گردیده اند.(آمار تا سال 1375)

اما آمار سال 2000 IUCN این گونه را جزو گونه های آسیب پذیر قرار داده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 23:28  توسط امير.اوسط  |